من و خودم
تاسف بار است که باید لباس هایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم . "سیمین دانشور" مامانای عزیز و مهربون، روزتون مبارک باباش در کمال تعجب گفت: الان زوده ، صبر کن هر وقت بزرگ شدی .....!!!!!! جای تاسف نیست واقعا؟.... روزی که تموم شد تولدم بود ، کیک پختم و مادر بزرگم مثل همیشه اومد اینجا،مثل همیشه بهم یه 50 تومنی هدیه داد و مثل هر سال داداشم تونست منو غافلگیر کنه ! یه عالمه کادو گرفتم،خیلی حس خوبیه که از همه اس ام اس تبریک داشته باشی، از فامیل نزدیک بگیر تا بانک و موسسه محک و .... حتی یه نفر که من یه بار بیشتر ندیده بودمش و نمیدونم از کجا تاریخ تولدمو میدونست امروز زنگ زد و تبریک گفت !! انگار هنوزم حسای خوب هست، حتی اگه از 27 سالگی رد شده باشی، بازم حسای خوب هست، خوشحالم خونوادم و دوستام و اطرافیانم دوستم دارن... سیزده بدر با عمو و زن عمو و سپهر داد کوچولو مگه میشه بد بگذره؟ انقدر دیروز بازی کردم که الان همه ی بدنم درد میکنه! سپهر داد همش راه می رفت و خوشحال بود، میشه گفت به معنای واقعی کلمه از بودن در طبیعت لذت میبرد، ما هم از بودن اون در کنارمون لذت می بردیم. همه ی دلخوشیش این بود که یه سنگ کوچولو برداره از این طرف بندازه اون طرف، یا دنبال توپ بدوه، یا بره طرف آب و دستشو بکنه تو آبا ... واقعا چه دنیاییه بچگی، آخر خوشی ان بچه ها... از امروز دیگه زندگی شروع شد، من رفتم دامغان و بقیه رفتن دنبال کار و زندگی، و باز هم زندگی شروع شد.... پیوست: اصلا احساس نمیکنم سال عوض شده! انگار آدمای دورو ورم اصلا عوض نشدن! اما خودم یه تغییر بزرگ کردم، تصمیم دارم با هر کس مثل خودش رفتار کنم، یعنی آدمای بد رفتارو تنبیه کنم.... پیوست: تازه دارم لذت سرچ کردن شبکه ها دیدن یه سری برنامه های چرتو پرتو درک میکنم ها ها ها تو بهاری؟ نه! بهاران از توست از تو میگیرد وام هر بهار این همه زیبایی را دوستان عزیزم سال نو مبارک وقتی برگشتم خونه دو تا کتاب از داداشم عیدی گرفتم ، خیلیییی خوب بود، منم عیدیشو بهش دادم جلو جلو، جفتمون ذوق زده شدیم حسابی. خلاصه روزای آخره ساله و بوی سال نو میاد دیگه حسابی، امیدوارم همه این روزا حسای خوب داشته باشن. امروز ماجرای زندگی یک نفرو گوش دادم که به شدت روم تاثیر گذاشته در حدی که حتی نتونستم برای چهار شنبه سوری برم بیرون از خونه.... فکرم به شدت مشغولش شده ! نمیدونم چرا هیچ کس پیدا نمیشه که خندش از ته دل باشه! چرا هیچ کس نیست که واقعا راحت زندگی کنه، بدون مشکل و با آرامش؟ همش از خودم می پرسم پس آدما کی میخوان به آرامش برسن؟ کجا قراره جای آرومی باشه؟ همش این شعر سهراب توی ذهنمه : مرا سفر به کجا میبرد؟ کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند، و بند کفش به انگشتهای نرم فراغت گشوده خواهد شد؟ ببخشید، برای شب چهار شنبه سوری پست خوبی نبود، اما فکرم خیلی مشغوله... نمیدونم چرا امسال زمستون نمیخواد تموم شه، در حالی که همش 9 روز مونده تا پایان سال، امروز اینجا برف اومد! هر سال این روزا هوا خوب بود، خنک بود اما یخ بندون نبود ، امسال یخبندونه... دیگه چیزی نمونده تا پایان سال 90، شاید این آخرین پست امسالم باشه، روی هم رفته سال 90 سال بدی برام نبود، و خدارو شکر میکنم بابت زنده بودن و گذروندن یه سال خوب . دلم میخواد سال 91 هم اینجوری باشه، یعنی امیدوارم اینجوری باشه؛ امیدوارم برای همه ی دوستانم سال خوبی باشه... مراقب خودتون باشین دوستای عزیزم پیوست: بیایین با اومدن سال جدید یکم تجدید نظر کنین تو این اخلاقتون، دست از این فیلترینگ بر دارین، کاری با اینترنت نداشته باشین، بذارین ما جوونا خوش باشیم، اونوقت می بینین چقدر دوستون داریم... اصغر فرهادی هنگام دریافت جایزه اسکار: «سلام به مردم خوب
سرزمینم. در این لحظه ایرانی های بسیاری در سراسر جهان در حال نظاره ما
هستند و تصور می کنم که خیلی خوشحال هستند. خوشحالند نه تنها به خاطر یک
جایزه مهم، یک فیلم یا یک فیلمساز، بلکه به خاطر
اینکه در زمانی که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت بین سیاستمداران مبادله می
شود، نام کشورشان، ایران، در اینجا از دریچه فرهنگ باافتخارش به زبان
مىآید، فرهنگ غنى و کهنی که زیر غبار سنگین سیاست پنهان شده است. من با
افتخار این جایزه را به مردم کشورم تقدیم مىکنم، مردمى که به تمام
فرهنگها و تمدنها احترام مىگذارند و از خصومت و خشونت بیزارند.»
دردآور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی !
قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشم هایت می آیند .

| Design By : Pars Skin |
